به گزارش شبکه علمی ثریا، دومین روز از «هفتمین هماندیشی بینالمللی پیرامون اسلام و مسائل معاصر» که در خصوص «اسلام و توسعه» بود با سخنرانی زید احمد، استاد گروه دولت و تمدن از دانشگاه پوترای مالزی امروز برگزار شد.
زید در ابتدای سخنان خود گفت: پس از جنگ جهانی دوم به کرات از توسعه سخن به میان آمده و کشورهای مختلف در پی توسعه بودهاند اما کشورهای اسلامی از جایگاه خوبی در این زمینه برخوردار نیستند. متاسفانه چه بپذیریم چه نه هیچ یک از جوامع اسلامی جزء ده کشور توسعهیافتهی جهان نیستند. یکی از دلایل اصلی این موضوع این است که از نظر عموم مردم، غرب نماد رشد، توسعه و تمدن است.
وی ادامه داد: واژهی توسعه تداعیکنندهی غرب و جوامع غربیست و چنان چه بخواهیم توسعه بیابیم و پیشرفت کنیم باید دنبالهروی غربیان باشیم. بنابراین به نوعی هنوز مستعمرهی جوامع غربی هستیم چون هویت مشخصی در این زمینه نداریم و چارچوبی که برای توسعه در ذهن ماست همان چارچوب غربیهاست. غافل از این که در کتب اسلامی از جمله قرآن کریم و آثار علما و فضلای اسلامی رهنمونهای ارزندهای در این زمینه ارائه شده؛ اما متاسفانه در جوامع اسلامی به جای بررسی مسائل اساسی همچون توسعه، به مسائل جزئی پرداخته میشود.
زید در ادامه افزود: اسلام مهد دانش است و در قرون وسطا از کشورهای غربی به مناطقی همچون بصره و کوفه میرفتند تا از دانش مسلمانان استفاده کنند. بنابراین دلیلی ندارد ملل مسلمان دنبالهروی دیگران باشند بلکه باید در میان علما و دانشمندان اسلامی این آگاهی ایجاد شود که وقتی به توسعه اشاره میکنیم باید معیارهای اسلامی را در نظر بگیریم و این دانش را به کشورها و ملل دیگر نیز منتقل کنیم. دانش و توسعه باید از حالت استعماری خارج شوند و باید از کتب، اسناد و نوشتههای موجود در جهان اسلام بهرهی بیشتری گرفته شود.
وی با اشاره به یکی از فرمودههای پیامبر اکرم (ص) که «اگر نان نداشتیم نماز اقامه نمیکردیم و روزه نمیگرفتیم و فرایض الهی را به جا نمیآوردیم»(قال النبی صلیاللهعلیهوآله: اللهم بارک لنا فی الخبز ولا تفرق بیننا وبینه فلولا الخبز ما صلینا ولا صمنا ولا أدینا فرض الله) گفت: در اسلام به مبارزه با فقر اشاره و بر آن تاکید شده است. هر آئینی که با فقر مبارزه کند در راستای توسعه عمل کرده است. در کشورهای توسعهیافته بین توسعهیافتگی و کمدینی یا بیدینی همزمانی رخ داده اما این موضوع به معنی رابطهی علت و معلولی بین این دو نیست.
سبحانی در ادامه در جواب به این سوال که چرا فقر در کشورهای اسلامی موج میزند ابراز داشت: دلیل اصلی این است که وقتی مبانی اسلام کامل رعایت نشوند نمیتوان انتظار داشت فقر رفع شود و کشورهای اسلامی به اندازهای به توسعهی اقتصادی دست خواهند یافت که مبانی اسلام را درک و اجرا کنند.
وی گفت: یکی از مشکلات اصلی در زمینهی فقر، انفعال نخبگان در قبال توسعهیافتگیست. نخبگان باید وارد عرصه شوند اما باید بدانند که در کوتاه مدت نمیتوان نتیجهی مطلوبی گرفت و به صبر و شکیبایی در بلندمدت نیاز است.
وی ادامه داد: برای درمان بیماری فقر باید نگاهی کارشناسانه به این مشکل انداخت و در عین حال بر این نکته واقف بود که نسخهای که در غرب و کشورهای غربی جواب داده راهحل فقر در همه کشورها نیست.
وی گفت: در اسلام به این نکته سفارش شده که مسئولیتها و وظایف به عهدهی افراد اهل گذاشته شود تا از سوءمدیریت که یکی از پایههای اصلی مشکل اقتصادی و فقر در جوامع است جلوگیری شود. این در حالیست که در کشورهای اسلامی عمدتاً امور بر اساس ملاحظات صنفی، جناحی، قبیلهای، و غیره به دست افراد سپرده میشود. معیار انتخاب افراد اهل، در اسلام و بالاخص در قرآن مطرح شده و راهحل اصلی این است که درک و فهم افراد از اسلام افزایش یابد تا بتوانند با استفاده از آموزههای دینی و اسلامی فقر را ریشهکن و مشکل اقتصادی را رفع کنند.
منبع: مهر